اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

324

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

ابو العباس به مسجد رفت و خطبه خواند و نماز گزارد . ابو العباس عموى خود عبد الله بن على بن عباس را براى جنگ با مروان گسيل داشت و در زاب نزديك موصل با وى روبرو شد ، مروان بدان جهت آهنگ زاب داشت كه بنو اميه در پيشگوييهاى خود روايت مىكردند كه پادشاهى سياه پوشان ( بنى العباس ) از زاب نمىگذرد و آن را زاب موصل گمان مىكردند و بدين جهت مروان آهنگ آنجا كرد و مىپنداشت كه از آنجا نمىگذرد با اينكه آن ، زابى است در بالاهاى مغرب . پس عبد الله بن على با وى جنگ كرد و او را هزيمت داد و پيوسته در تعقيب او بود و او هم شكست خورده بىآنكه به چيزى بازنگرد ، به هزيمت مىرفت ، تا او را به سوى جزيره ، و سپس از جزيره به شام راند و به هيچ شهرستان از شهرستانهاى شام عبور نمىكرد مگر آنكه او را تاراج مىكردند ، تا به دمشق رسيد و در دل داشت كه آنجا متحصن شود ، ليكن مردم دمشق هم او را تاراج كردند و قيسيهاى دمشق بر او تاختند ، پس عبد الله بن على به زور داخل شام شد و وليد بن معاوية بن مروان بن عبد الملك ، جانشين مروان در شام ، را كشت و مروان به فلسطين گريخت و عبد الله بن عبد الملك به او پيوست و عبد الله بن على او را اسير گرفت و نيز عبد الله بن يزيد بن عبد الملك را با وى دستگير كرد و آن دو را نزد ابو العباس فرستاد تا در حيره بدارشان زد . صالح بن على بفرماندارى مصر رسيد و مروان را كه به آنجا گريخته بود تعقيب كرد و او را به قريه بوصير جزء ناحيه اشمون از نواحى صعيد راند و پيوسته به روى او ايستاد و جنگ ميان آن دو ادامه داشت ، سپس مروان نزد وى فرستاد كه هر گاه بر اين امر ظفر يافتى ، تو را به نيكى با زنان و كودكان سفارش مىكنم . صالح نزد وى پاسخ فرستاد كه اى نادان ، درباره خودت ما را بر تو حق است ، و درباره حرمت تو را بر ما . عبد الله بن على به دمشق بازگشت و صالح سرگرم جنگ با مروان بود ، سپس